تولید محتوای آموزشی چیست؟ راهنمای کامل تولید محتوا برای مدرسین
اگر مدرس هستی، احتمالاً تا الان چند بار بهت گفتن:
باید تولید محتوا کنی.
خب… تولید محتوا کنیم که چی؟
دوربین رو روشن کنیم و هرچی تو ذهنمونه بگیم؟
یه پاورپوینت درست کنیم که ۴۰ تا اسلاید متن داشته باشه؟
یا هر روز یه پست اینستاگرام بزاریم و منتظر باشیم یکی بالاخره بیاد و بگه «استاد من دورهتو میخوام»؟
نه. داستان یه چیز دیگه هست.
تولید محتوای آموزشی یعنی دانشی که توی ذهنت داری رو تبدیل کنی به چیزی که یه نفر دیگه بتونه باهاش یاد بگیره.
و این کار خیلی بیشتر از اینکه فقط به دوربین و میکروفون و نرمافزار مربوط باشه، به این مربوط هست که چطور آموزش میدی.
تولید محتوای آموزشی دقیقا یعنی چی؟

بزار خیلی ساده بگم.
فرض کن تو یه مشاور تحصیلی هستی و درباره اضطراب امتحان کلی اطلاعات داری.میتونی بشینی جلوی دوربین و ۳۰ دقیقه درباره اضطراب امتحان حرف بزنی.همه چیز هم درست باشه. تعریفش رو بگی، دلایلش رو بگی، علائمش رو بگی، چند تا راهکار هم بگی. ولی آخر ویدئو مخاطب هنوز ندونه:
خب الان من باید چیکار کنم؟
اینجا یه مشکلی وجود داره.
تو اطلاعات داشتی، ولی لزوما آموزش ندادی.
تولید محتوای آموزشی یعنی اطلاعات، تجربه و دانش خودت رو طوری کنار هم بچینی که مخاطب بتونه اون رو بفهمه و ازش استفاده کنه.
این محتوا هم میتونه مقاله باشه، هم ویدئو، هم اسلاید، هم پادکست، هم وبینار و هم یه دوره کامل.
چرا تولید محتوای آموزشی برای مدرس مهمه؟
قبلا اگر مدرس خوبی بودی، احتمالا خیلی از طریق معرفی شناخته میشدی. یکی از کلاس تو راضی بود، تو رو به نفر بعدی معرفی میکرد و کمکم تعداد شاگردات بیشتر میشد.ولی الان ماجرا یه مقدار فرق کرده؛ مخاطب قبل از اینکه بیاد سر کلاس تو، احتمالا اسمت رو سرچ میکنه.
- اینستاگرامت رو میبینه.
- چند تا ویدئوت رو نگاه میکنه.
- مقالههات رو میخونه.
- میبینه چطور توضیح میدی.
بعد تصمیم میگیره که اصلا تو آدم مناسبی برای آموزش دادن بهش هستی یا نه.
پس محتوایی که تولید میکنی فقط برای گرفتن ویو نیست.
محتوا میتونه نمونهای از توانایی تو در آموزش دادن باشه.

یه نکته مهم؛ هر محتوایی آموزشی نیست
اینجا یه اشتباه خیلی رایج وجود داره.
خیلی وقتها فکر میکنیم چون داریم یه سری اطلاعات به مخاطب میدیم، پس داریم آموزش میدیم.
مثلا یه مدرس ۵۰ تا نکته درباره مطالعه میگه.
نکته اول…
نکته دوم…
نکته سوم…
تا نکته پنجاهم.
خب مخاطب الان ۵۰ تا اطلاعات جدید داره.
ولی چندتاش رو واقعا یاد گرفته؟
چندتاش توی ذهنش مونده؟
و اصلا میدونه با این اطلاعات باید چیکار کنه؟
اینجا بحث یادگیری مهم میشه.
مغز ما ظرفیت نامحدودی برای دریافت اطلاعات نداره. توی پژوهشهای مربوط به نظریه بار شناختی هم دقیقا روی همین موضوع کار شده که وقتی اطلاعات زیادی رو همزمان وارد فرایند یادگیری میکنیم، ممکنه پردازش اون برای مخاطب سختتر بشه.

پس قرار نیست هرچی بیشتر بگیم، مخاطب بیشتر یاد بگیره.
گاهی اوقات دقیقا برعکس هست.
کمتر بگو، ولی درست بگو.
جالب اینجاست که این موضوع فقط برداشت شخصی من از نحوه یادگیری نیست.
جان سوئلر (John Sweller) و همکارانش در پژوهشهای مربوط به نظریه بار شناختی، سال هاست که دارن روی این موضوع کار میکنن.
در این پژوهشها بررسی شد که وقتی اطلاعات زیادی بهصورت همزمان در اختیار فرد قرار میگیره، چه اتفاقی برای فرایند یادگیری میافته. نتیجهای که از این تحقیقات به دست اومد این بود که ظرفیت حافظه کاری محدوده و اگر محتوای آموزشی اطلاعات غیرضروری زیادی را همزمان وارد فرایند پردازش کنه، ممکنه یادگیری دشوارتر بشه.
این موضوع برای یک مدرس خیلی مهم هست. چون ممکنه فکر کنیم هرچقدر اطلاعات بیشتری داخل اسلاید بگذاریم، آموزش کاملتر شده؛ در حالی که گاهی همین اطلاعات اضافه میتواند کار یادگیری را برای مخاطب سختتر کند.
تولید محتوای آموزشی باید از مخاطب شروع بشه
یکی از اشتباهاتی که خودم زیاد میبینم اینه که مدرس اول از خودش شروع میکنه.
میگه:
من این موضوع رو بلدم، پس دربارهش محتوا میسازم. ولی یه سؤال مهمتر وجود داره: مخاطب من چی میخواد یاد بگیره؟
فرض کن من درباره نورپردازی محتوا میسازم.
نورپردازی اصولی برای تولیدمحتوا رو رایگان یاد بگیر! کلیک کن!
اگر مخاطبم یه فیلمبردار حرفهای باشه، یه چیز بهش میگم. اگر مخاطبم یه مدرس باشه که فقط میخواد با دو تا چراغ توی اتاقش ویدئو ضبط کنه، یه چیز دیگه میگم.
پس قبل از اینکه محتوا رو شروع کنیم، باید بدونیم:
- مخاطب کیه؟
- چی میدونه؟
- چی نمیدونه؟
- چه مشکلی داره؟
- و بعد از دیدن این محتوا قراره چه چیزی بلد باشه؟
این سوال آخر خیلی مهمه.
مراحل تولید محتوای آموزشی
حالا بیایم خیلی ساده مراحلش رو ببینیم.
موضوع رو مشخص کن
مثلا نگیم:
امروز میخوام درباره اسلاید صحبت کنم.
خب اسلاید خیلی چیزها رو شامل میشه.
بهتره موضوع رو محدود کنیم:
«چطور متن زیاد رو از روی یک اسلاید حذف کنیم؟»
حالا دیگه میدونیم دقیقا قرار هست درباره چی صحبت کنیم.
هدف محتوا رو مشخص کن
از خودت بپرس:
مخاطب بعد از این محتوا چی باید بلد باشه؟
مثلا اگر مقاله درباره طراحی اسلاید هست، قرار نیست مخاطب بعدش طراح گرافیک بشه! قرار هست بفهمه چطور یه اسلاید آموزشی سادهتر و قابل فهمتر طراحی کنه.
همین.
محتوا رو دستهبندی کن
اینجا خیلی از محتواها خراب میشن.یه نفر هرچی بلده میریزه وسط محتوا. اول تعریف،بعد یه خاطره،بعد یه نکته تخصصی،بعد یه مثال،بعد دوباره برمیگرده به تعریف.
مخاطب هم وسط کار احتمالا با خودش میگه:
«من دقیقا کجای داستانم؟»
محتوای آموزشی باید یه مسیر داشته باشه.
مثلا:
مشکل → توضیح → مثال → راهحل → تمرین
این خیلی قابل فهمتر هست.
تجربه خودت رو وارد محتوا کن
این قسمت به نظرم یکی از مهمترین تفاوتهای یه محتوای خوب با یه محتوای معمولی هست. مثلا میتونیم بنویسیم:
«در طراحی اسلاید نباید متن زیادی استفاده کرد.»
خب این جمله رو همه جا میشه پیدا کرد. ولی اگر بگیم:
یه بار یه اسلاید دیدم که تقریبا کل صفحه پر از متن بود. مدرس هم همزمان داشت همون متن رو میخوند. مخاطب باید هم متن رو میخوند، هم به مدرس گوش میداد، هم حواسش به توضیحات اضافه بود. عملا سه تا کار رو همزمان باید انجام میداد.
دیگه قضیه ملموس میشه.
تجربه واقعی، محتوا رو از یه متن عمومی جدا میکنه.
یه مقدار طنز هم بد نیست!
محتوای آموزشی قرار نیست همیشه شبیه کتاب درسی باشه. بعضی وقتها یه جمله بامزه میتونه باعث بشه مخاطب بیشتر با محتوا ارتباط بگیره. مثلا درباره اسلایدهای شلوغ میشه گفت:
بعضی اسلایدها انقدر متن دارن که برای خوندنشون باید یه لیوان چای هم کنار دستت بزاری!
دوره اسلایدسازی و اصول ارائه منطبق بر اصول شناختی؛ کلیک کنید!
البته قرار نیست هر دو پاراگراف یه شوخی بندازیم وسط.طنز باید جایی استفاده بشه که واقعا به متن بخوره.
نه اینکه بگیم چون هوش مصنوعی گفته محتوا باید طنز داشته باشه، پس الان یه جوک هم این وسط بندازیم!
ظاهر محتوا هم مهمه
محتوای آموزشی فقط چیزی نیست که میگیم.چیزی که مخاطب میبینه و میشنوه هم مهمه، اگر ویدئو میسازی، نور و صدا مهم هست،اگر اسلاید میسازی، رنگ، فونت، تصویر و مقدار متن مهم هست، اگر مقاله مینویسی، تیترها، پاراگرافها و عکسهایی که استفاده میکنی مهم هستن، چون مخاطب باید بتونه راحت توی محتوا حرکت کنه.
قرار نیست با یه دیوار متن روبهرو بشه و آخرش هم بگه:
خیلی ممنون، هیچی نفهمیدم.
هوش مصنوعی این وسط چه کاره هست؟
الان دیگه تقریبا همه دارن از هوش مصنوعی برای تولید محتوا استفاده میکنن و اتفاقا ابزار خیلی خوبی هم هست، میتونه بهمون ایده بده،میتونه ساختار مقاله رو دربیاره،میتونه منابع رو پیدا کنه،میتونه یه متن اولیه بنویسه،حتی میتونه برای طراحی اسلاید هم کمکمون کنه.
ولی یه چیزی رو نداره:
تجربه تو.
هوش مصنوعی نمیدونه تو توی کلاس دقیقا با چه مشکلی مواجه شدی.نمیدونه کدوم مثال رو برای شاگردات زدی و جواب داده، نمیدونه کدوم توضیح رو سه بار عوض کردی تا بالاخره مخاطب فهمید، این چیزها ارزش محتوا رو بالا میبرن، پس من اگر مدرس باشم، هوش مصنوعی رو جای خودم نمیذارم.
ازش استفاده میکنم که سریعتر و بهتر کار کنم.
در نهایت تولید محتوای آموزشی یعنی چی؟
اگر بخوام همه این حرفها رو خلاصه کنم:
تولید محتوای آموزشی یعنی دانش و تجربه خودت رو تبدیل کنی به یه مسیر قابل فهم برای یادگیری یه نفر دیگه.
نه اینکه فقط اطلاعات بیشتری بهش بدی، نه اینکه فقط یه ویدئو ضبط کنی،نه اینکه یه پاورپوینت ۵۰ اسلایدی درست کنی، مهم اینه که وقتی مخاطب محتوات رو دید، آخرش یه چیزی بیشتر از قبل بلد باشه.
- یه مفهوم رو بهتر فهمیده باشه.
- یه مشکلش حل شده باشه.
- یا حتی بتونه یه کاری رو که قبلش بلد نبوده، انجام بده.
اون موقع هست که میشه گفت واقعا آموزش دادی.
و به نظرم این دقیقا همون جایی هست که تولید محتوا برای یک مدرس از «پست گذاشتن» جدا میشه و تبدیل میشه به یه مهارت واقعی.

