تولیدمحتوا, مقالات

تولید محتوای ویدیویی؛ از ایده تا ساخت یک ویدیوی آموزشی خوب

تولید محتوای ویدیویی؛ راهنمای گام به گام

اگر تا امروز هیچ تجربه‌ای در تولید محتوای ویدیویی نداشتی و نمیدونی دقیقا باید از کجا شروع کنی، احتمالا اولین چیزی که به ذهنت میرسه دوربینه؛ چه دوربینی بخرم؟ با موبایل میشه شروع کرد؟ میکروفون چی؟ نور چی؟ تدوین رو با چه نرم‌افزاری انجام بدم؟ اما واقعیت اینه که تولید محتوای ویدیویی خیلی قبل‌تر از روشن کردن دوربین شروع میشه. اول باید بدونی برای چه کسی داری محتوا میسازی، چه مسئله‌ای رو میخوای حل کنی، مخاطب قرار هست بعد از دیدن ویدئو چه چیزی بفهمه و چرا باید چند دقیقه از وقتش رو به تو بده. وقتی این بخش مشخص شد، تازه میرسیم به ضبط، اجرا، تدوین و انتشار.

تولید محتوای ویدیویی دقیقا چیه؟

تولید محتوای ویدیویی یعنی یک ایده یا پیام رو با استفاده از تصویر، صدا، حرکت و روایت به شکلی منتقل کنی که مخاطب بتونه اون رو دریافت و دنبال کنه. این تعریف شاید ساده به نظر برسه، ولی یک تفاوت مهم بین «ویدئو» و «محتوای ویدیویی» وجود داره. هر چیزی که با دوربین ضبط میشه لزوما محتوا نیست. ممکنه یک ویدئو کیفیت تصویر خیلی خوبی داشته باشه، تدوین حرفه‌ای شده باشه و حتی افکت‌های جذابی هم داشته باشه، ولی مخاطب بعد از دیدنش ندونه دقیقا چه چیزی قرار بوده دریافت کنه.

وقتی ویدئو با هدف مشخص ساخته میشه، تصویر و صدا و تدوین همگی در خدمت همون هدف قرار میگیرن. برای یک مدرس ممکنه هدف این باشه که یک مفهوم سخت رو ساده توضیح بده، برای یک مشاور ممکنه هدف ایجاد آگاهی درباره یک مشکل باشه و برای یک تولیدکننده محتوا ممکنه هدف این باشه که مخاطب رو با یک موضوع جدید آشنا کنه. پس قبل از اینکه بریم سراغ دوربین و نرم‌افزار، باید اول تکلیف «هدف ویدئو» رو مشخص کنیم.

تولید محتوای ویدیویی از کجا شروع میشه؟

اشتباه رایجی که خیلی‌ها مرتکب میشن اینه که تولید رو از ابزار شروع میکنن. یعنی اول میرن دوربین میخرن، نور میگیرن، میکروفون تهیه میکنن و بعد تازه دنبال این میگردن که «خب حالا چی بسازم؟»

راهنمای کامل تولیدمحتوا برای مدرسین؛کلیک کنید!

بهتره مسیر رو برعکس کنی. اول مخاطب رو مشخص کن، بعد مسئله‌ای که میخوای براش حل کنی رو پیدا کن و بعد تصمیم بگیر چه فرم ویدیویی برای انتقال این موضوع مناسبه. ممکنه برای یک موضوع اصلا لازم نباشه جلوی دوربین بشینی و یک ویدئوی طولانی حرف بزنی. شاید ضبط صفحه نمایش بهتر جواب بده، شاید یک ویدئوی کوتاه با چند تصویر و روایت صوتی مناسب‌تر باشه یا شاید موضوع به یک گفت‌وگوی دو نفره نیاز داشته باشه.

ابزار باید بعد از تصمیم محتوایی وارد ماجرا بشه، نه قبل از اون.

مرحله اول؛ مخاطبت رو بشناس

قبل از اینکه حتی موضوع ویدئو رو انتخاب کنی، باید بدونی داری با چه کسی حرف میزنی. مدرس تازه‌کار، معلم باتجربه، مشاور تحصیلی، دانشجو یا کسی که فقط دنبال یک پاسخ سریع در گوگل میگرده، رفتار یکسانی با ویدئو ندارن. چیزی که برای یک نفر جذابه ممکنه برای نفر دیگه زیادی ساده یا زیادی پیچیده باشه.

تولید محتوای ویدیویی با شناخت مخاطب شروع میشه

مثلا اگر قرار هست به یک مدرس تازه‌کار یاد بدی چطور اولین ویدئوی آموزشی خودش رو بسازه، احتمالا توضیح درباره ده‌ها تنظیم حرفه‌ای دوربین انتخاب خوبی نیست. این مخاطب در قدم اول میخواد بدونه از کجا شروع کنه، چطور جلوی دوربین راحت باشه، چطور صدای قابل قبول بگیره و چطور یک آموزش ساده ضبط کنه. وقتی این مسئله رو بشناسی، محتوایی که تولید میکنی خیلی طبیعی‌تر به نیاز مخاطب وصل میشه.

مرحله دوم؛ یک مشکل مشخص پیدا کن

یکی از تفاوت‌های محتوای خوب با محتوای معمولی اینه که محتوای خوب معمولا از یک مسئله واقعی شروع میشه. به جای اینکه بگی «امروز میخوام درباره تولید محتوا صحبت کنم»، مسئله رو محدود کن.

مثلا «چرا ویدئوهای آموزشی من دیده نمیشن؟» هنوز میتونه خیلی گسترده باشه. اما اگر بگی «چرا مخاطب ویدئوی آموزشی من بعد از چند ثانیه خارج میشه؟» حالا یک مسئله مشخص داری که میتونی براش دلیل پیدا کنی، مثال بزنی و راه‌حل ارائه بدی.

وقتی مسئله مشخص باشه، ساخت ویدئو هم راحت‌تر میشه. چون دیگه قرار نیست هر چیزی که درباره موضوع میدونی رو وسط ویدئو بریزی. فقط چیزهایی رو میاری که به حل همون مسئله کمک میکنن.

مرحله سوم؛ قبل از ضبط، نتیجه ویدئو رو مشخص کن

قبل از ضبط از خودت بپرس: «مخاطب بعد از دیدن این ویدئو دقیقا چی باید بدونه یا بتونه انجام بده؟» این سؤال ساده جلوی خیلی از محتواهای شلوغ و بی‌هدف رو میگیره.

مثلا اگر موضوع ویدئو «نورپردازی» باشه، میتونی یک ساعت درباره انواع نور صحبت کنی؛ ولی شاید هدف واقعی مخاطب این نباشه. شاید فقط میخواد بدونه چطور با یک چراغ، صورتش رو برای ضبط یک ویدئوی آموزشی درست روشن کنه. در این حالت، آموزش باید حول همین نتیجه ساخته بشه.

وقتی نتیجه مشخص باشه، حتی انتخاب عنوان، ساختار ویدئو، مثال‌ها و تدوین هم راحت‌تر میشن.

مرحله چهارم؛ فرمت مناسب ویدئو رو انتخاب کن

همه محتواها لازم نیست به شکل «یک نفر جلوی دوربین نشسته و حرف میزنه» ساخته بشن. این یکی از مهم‌ترین چیزهایی هست که قبل از ضبط باید بدونی.

قبل از تولید محتوای ویدیویی نیازه فرمت محتوا رو پیدا کنیم

اگر داری یک مفهوم رو توضیح میدی، حضور خودت جلوی دوربین میتونه مناسب باشه. اگر داری کار با نرم‌افزار رو آموزش میدی، ضبط صفحه نمایش احتمالا انتخاب بهتریه. اگر یک فرایند رو آموزش میدی، شاید نمایش مرحله‌به‌مرحله کار مهم‌تر از چهره مدرس باشه. حتی میتونی از ترکیب این روش‌ها استفاده کنی؛ اول خودت جلوی دوربین مسئله رو مطرح کنی، بعد وارد ضبط صفحه بشی و در پایان دوباره برگردی و نتیجه رو جمع‌بندی کنی.

سؤال اصلی این نیست که «کدوم مدل ویدئو قشنگ‌تره؟» سؤال اینه که «مخاطب برای فهمیدن این موضوع به دیدن چی نیاز داره؟»

مرحله پنجم؛ ساختار ویدئو رو مشخص کن

قبل از ضبط، مسیر ویدئو رو مشخص کن. لازم نیست یک متن بیست صفحه‌ای بنویسی، ولی باید بدونی از کجا شروع میکنی و به کجا میرسی.

یک ساختار ساده میتونه این باشه: اول مسئله رو مطرح کن، بعد توضیح بده چرا این مشکل به وجود میاد، بعد راه‌حل رو ارائه بده، بعد یک مثال واقعی نشون بده و در پایان نتیجه رو جمع‌بندی کن.

این ساختار مخصوصا برای محتوای آموزشی خیلی کاربردیه. چون مخاطب احساس نمیکنه وسط یک حجم نامعلوم از اطلاعات رها شده. میفهمه الان کجای مسیر قرار داره و چرا داری درباره این بخش صحبت میکنی.

مرحله ششم؛ اسکریپت بنویس، ولی متن رو حفظ نکن

خیلی‌ها وقتی میخوان جلوی دوربین صحبت کنن، یا هیچ برنامه‌ای ندارن یا کل متن رو کلمه‌به‌کلمه مینویسن و تلاش میکنن همون رو اجرا کنن. هر دو حالت میتونه مشکل ایجاد کنه.

اگر بدون برنامه ضبط کنی، ممکنه وسط صحبت از موضوع اصلی فاصله بگیری یا یک بخش مهم رو فراموش کنی. اگر هم تمام متن رو حفظ کنی، بیان ممکنه مصنوعی بشه و مخاطب احساس کنه داری متن میخونی.

بهتره مسیر صحبتت رو مشخص کنی و برای هر بخش چند نکته اصلی داشته باشی. مثلا بنویسی «مشکل مخاطب»، «دلیل مشکل»، «مثال»، «راه‌حل» و «جمع‌بندی». بعد هر قسمت رو با زبان خودت توضیح بدی. اینطوری هم ساختار داری و هم لحن طبیعی خودت حفظ میشه.

تولید محتوای ویدیویی چه تأثیری روی ذهن مخاطب داره؟

ویدئو فقط یک روش انتقال اطلاعات نیست؛ چند کانال مختلف رو همزمان درگیر میکنه. مخاطب همزمان تصویر، صدا، حرکت، گفتار و گاهی متن و نمودار رو دریافت میکنه. همین ویژگی باعث میشه ویدئو برای توضیح بعضی مفاهیم خیلی قدرتمند باشه، ولی اگر بدون طراحی درست استفاده بشه، میتونه نتیجه برعکس هم داشته باشه.

مثلا اگر مدرس همزمان روی صفحه یک متن طولانی بذاره، همان متن رو با صدای خودش بخونه، چند تصویر تزئینی هم اضافه کنه و در پس‌زمینه موسیقی پخش بشه، مخاطب با حجم زیادی از اطلاعات روبه‌رو میشه. مشکل اینجا کیفیت ویدئو نیست؛ مشکل اینه که چیزهای زیادی برای توجه مخاطب وجود داره.

تولید محتوای ویدیویی قرار نیست مخاطبو گیج کنه

در پژوهش‌های ریچارد مایر درباره یادگیری چندرسانه‌ای هم دقیقا به همین موضوع پرداخته شده. ایده اصلی اینه که انسان ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داره و طراحی آموزشی باید به شکلی باشه که این ظرفیت بی‌دلیل درگیر اطلاعات اضافی نشه. یعنی هر تصویر، متن یا صدایی که وارد ویدئو میکنی بهتره دلیلی داشته باشه و به فهم موضوع کمک کنه، نه اینکه فقط ویدئو رو شلوغ‌تر و جذاب‌تر کنه.

تصویر باید چیزی رو نشون بده که حرف زدن به تنهایی نمیتونه

فرض کن داری نحوه کار یک ابزار رو آموزش میدی. اینکه فقط جلوی دوربین بشینی و بگی «حالا این گزینه رو انتخاب کنید و بعد وارد این بخش بشید» احتمالا به اندازه‌ای که خود گزینه و مسیر انجام کار رو روی صفحه نشون بدی، برای مخاطب قابل فهم نیست.

وقتی چیزی قابلیت نمایش دادن داره، بهتره تا جایی که ممکنه اون رو نمایش بدی. این موضوع مخصوصا در آموزش‌های نرم‌افزاری، مهارتی و فرایندی اهمیت زیادی داره.

در واقع باید بین چیزی که میگی و چیزی که مخاطب میبینه ارتباط مشخصی وجود داشته باشه. اگر داری درباره یک نمودار صحبت میکنی، مخاطب باید نمودار رو ببینه. اگر داری یک کار رو انجام میدی، بهتره خود فرایند رو ببینه. اگر فقط داری یک مفهوم ذهنی رو توضیح میدی، حضور خودت جلوی دوربین میتونه کافی باشه.

یکی از خطاهای رایج؛ شروع طولانی و بی‌هدف

خیلی از ویدئوها قبل از اینکه اصلا وارد موضوع اصلی بشن، چند دقیقه صرف معرفی مدرس، سلام و احوالپرسی، توضیح سوابق و مقدمه‌های طولانی میکنن. این کار همیشه اشتباه نیست، ولی اگر بخش زیادی از زمان ویدئو رو بگیره، ممکنه مخاطب هنوز نفهمیده باشه این ویدئو چه کمکی قرار هست بهش بکنه.

مخاطب معمولا با خودش حساب میکنه که آیا ادامه دادن این ویدئو ارزش وقت گذاشتن داره یا نه. برای همین بهتره خیلی زود مسئله و نتیجه رو روشن کنی. مثلا به جای چند دقیقه مقدمه، میتونی با خود مشکل شروع کنی و بگی قرار هست در این ویدئو دقیقا چه چیزی رو حل کنید.

این به معنی استفاده از هوک‌های عجیب و اغراق‌آمیز نیست. گاهی یک شروع ساده و صادقانه خیلی بهتر جواب میده.

خطای رایج؛ تلاش برای گفتن همه چیز

یکی از مشکلات مدرس‌ها اینه که دانش زیادی دارن و همین دانش زیاد باعث میشه نتونن موضوع رو محدود کنن. وقتی قرار هست درباره «تولید محتوای ویدیویی» صحبت کنن، ناگهان از دوربین و نور به تدوین، الگوریتم اینستاگرام، یوتیوب، روانشناسی مخاطب، تجهیزات استودیو و ده‌ها موضوع دیگه میرسن.

نتیجه این میشه که مخاطب یک عالمه اطلاعات دریافت میکنه ولی ممکنه هیچ‌کدوم رو عمیق یاد نگرفته باشه.

لازم نیست یک ویدئو جواب همه سؤال‌های مخاطب رو بده. یک مسئله رو انتخاب کن و همون رو درست حل کن. اگر موضوعات دیگه‌ای هم وجود داره، میتونی برای اون‌ها ویدئوهای جدا بسازی و بعد بین محتواها لینک و ارتباط ایجاد کنی.

خطای رایج؛ وابستگی بیش از حد به تجهیزات

داشتن تجهیزات خوب خیلی خوبه، ولی نباید فکر کنی تا وقتی دوربین فلان مدل یا میکروفون فلان برند رو نخری، امکان تولید محتوا نداری.

اگر تازه شروع کردی، اول با چیزی که داری یک ویدئو ضبط کن و مشکلاتش رو پیدا کن. اگر صدا خوب نیست، مشکل صدا رو حل کن. اگر نور مناسبت نیست، نور رو اصلاح کن. اگر کادر مشکل داره، کادر رو تغییر بده.

طراحی محتوای آموزشی-دوره رایگان اصول نورپردازی در تولیدمحتوا

این خیلی بهتر از اینه که بدون اینکه دقیقا بدونی چه مشکلی داری، چند وسیله مختلف بخری.

هر وسیله‌ای که میخوای تهیه کنی باید جواب یک سؤال مشخص باشه: «این وسیله دقیقا کدوم مشکل من رو حل میکنه؟»

خطای رایج؛ تقلید از ویدئوهای دیگران

ممکنه یک تولیدکننده محتوا ببینی که با یک سبک خاص میلیون‌ها بازدید گرفته و تصمیم بگیری دقیقا همان مدل رو اجرا کنی. ولی چیزی که برای اون جواب داده، لزوما برای تو و مخاطب تو جواب نمیده.

اگر مخاطب تو مدرس و مشاور و فعال آموزشی هست، نیازها و ذهنیتش با مخاطب یک صفحه سرگرمی یا سبک زندگی فرق داره. ممکنه ویدئوی تو اصلا به تدوین خیلی سریع یا ده‌ها افکت نیاز نداشته باشه. شاید چیزی که برای مخاطب تو مهمه، وضوح توضیح، مثال خوب و کاربردی بودن آموزش باشه.

از بقیه یاد بگیر، ولی دلیل انتخاب‌های خودت رو بفهم.

تدوین ویدئو باید به فهم کمک کنه

تدوین فقط بریدن قسمت‌های اضافی و اضافه کردن موسیقی نیست. در یک ویدئوی آموزشی، تدوین میتونه به مخاطب کمک کنه بدونه الان باید به کجا توجه کنه و چه چیزی مهم‌تره.

اگر قرار هست یک قسمت از صفحه نمایش رو توضیح بدی، میتونی همون قسمت رو بزرگ‌تر کنی. اگر یک مفهوم مهم داری، میتونی یک نوشته کوتاه یا تصویر مناسب نشون بدی. اگر بخشی از صحبت هیچ ارزشی برای آموزش نداره، حذفش کن.

ولی حواست باشه تدوین تبدیل به نمایش افکت نشه. اگر یک افکت فقط برای این وارد ویدئو شده که «خوشگل‌ترش کنه»، ولی هیچ کمکی به فهم نمیکنه، احتمالا لازم نیست وجود داشته باشه.

تولید محتوای ویدیویی رو با یک ویدئوی کوچک شروع کن

اگر الان هیچ تجربه‌ای نداری، دنبال ساخت یک ویدئوی بیست دقیقه‌ای حرفه‌ای نباش. یک موضوع کوچک انتخاب کن که خودت بهش مسلطی و مخاطب هم واقعا بهش نیاز داره.

مثلا اگر مدرس تولید محتوایی، میتونی یک ویدئوی پنج دقیقه‌ای بسازی با این موضوع: «چطور برای یک ویدئوی آموزشی ایده پیدا کنیم؟» اول مشکل رو مطرح کن، بعد یک روش مشخص معرفی کن و در پایان با یک مثال واقعی نشون بده چطور اون روش رو اجرا کنی.

بعد فایل رو ببین و از خودت بپرس آیا چیزی که گفتم برای مخاطب قابل فهم بود؟ آیا تصویر و صدا مناسب بودن؟ آیا جایی اضافه‌گویی کردم؟ آیا مخاطب در پایان واقعا چیزی یاد گرفت؟

بعد ویدئوی بعدی رو کمی بهتر کن.

یک مسیر ساده برای شروع

اگر بخوام کل مسیر رو برای کسی که هیچ تجربه‌ای نداره خلاصه کنم، اینطوری جلو برو: اول مخاطبت رو مشخص کن و ببین چه مسئله‌ای داره. بعد یک موضوع محدود انتخاب کن و مشخص کن مخاطب در پایان ویدئو چه چیزی باید یاد گرفته باشه. فرمت مناسب رو انتخاب کن؛ جلوی دوربین، ضبط صفحه، ترکیبی یا هر روشی که برای موضوعت منطقی‌تره.

مراحل تولید محتوای ویدیویی در یک قالبمحتوا

بعد ساختار ویدئو رو مشخص کن و مسیر صحبتت رو بنویس. تجهیزات موجودت رو آماده کن و قبل از ضبط اصلی یک تست کوتاه بگیر. بعد ضبط کن، تدوین کن و در پایان ویدئو رو مثل یک مخاطب واقعی ببین. اگر جایی گیج شدی، حوصله‌ات سر رفت یا نفهمیدی چرا یک بخش وارد ویدئو شده، احتمالا مخاطب هم همین مشکل رو خواهد داشت.

قرار نیست اولین ویدئوت عالی باشه. قرار هست اولین ویدئوت شروع مسیر باشه.

در نهایت، ویدئو قرار نیست فقط دیده بشه

به نظرم مهم‌ترین نکته در تولید محتوای ویدیویی اینه که بین «دیده شدن» و «اثر گذاشتن» تفاوت وجود داره. ممکنه یک ویدئو بازدید زیادی بگیره ولی مخاطب هیچ چیز خاصی ازش یاد نگیره. از طرف دیگه ممکنه یک ویدئوی آموزشی بازدید خیلی عجیب و غریبی نداشته باشه، ولی همان چند صد نفر واقعا چیزی یاد بگیرن و بعد برن سراغ آموزش‌های بعدی تو.

برای یک مدرس، این موضوع اهمیت بیشتری داره. چون هدف فقط این نیست که مخاطب چند دقیقه صفحه رو نگاه کنه. هدف اینه که مخاطب بعد از دیدن محتوا احساس کنه چیزی براش روشن شده، یک مسئله براش حل شده یا حالا میتونه کاری رو انجام بده که قبل از این بلد نبوده.

پس وقتی میخوای ویدئوی بعدی رو بسازی، قبل از اینکه به دوربین، نور و افکت فکر کنی، یک سؤال از خودت بپرس:

«من میخوام بعد از تمام شدن این ویدئو چه چیزی در ذهن مخاطب تغییر کرده باشه؟»

اگر جواب این سؤال رو داشته باشی، خیلی از تصمیم‌های بعدی خودشون راحت‌تر میشن.

تولید محتوا-محتواوران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *