تولیدمحتوا, مقالات

تولیدمحتوای متنی؛ چطور برای سایت مقاله بنویسیم و از گوگل بازدید و فروش بگیریم؟

تولیدمحتوای متنی برای سایت

اگه سایت داری و دوست داری از گوگل بازدید بگیری، احتمالاً یکی از اولین چیزایی که بهش فکر کردی اینه که «خب، باید مقاله بنویسم». بعد میری سراغ تولید محتوا، یه موضوع انتخاب می‌کنی، دو سه ساعت می‌شینی پای لپ‌تاپ و یه مقاله مثلاً ۲۰۰۰ کلمه‌ای می‌نویسی و منتشرش می‌کنی؛ ولی چند هفته می‌گذره و می‌بینی خبری از بازدید نیست.

اینجاست که خیلیا فکر می‌کنن سئو جواب نمیده یا سایتشون شانسی برای رشد نداره، در حالی که مشکل معمولاً از خود مقاله شروع شده. تولیدمحتوای متنی فقط این نیست که یه متن طولانی بنویسی و چند بار کلمه کلیدی رو توش تکرار کنی. باید بدونی مخاطبت چی می‌خواد، دنبال چه چیزی می‌گرده، چه سؤالی توی ذهنشه و چطور می‌تونی با یه مقاله درست و حسابی جوابش رو بدی. تازه اگه درست این کارو انجام بدی، مقاله فقط برات بازدید نمیاره؛ می‌تونه مخاطب رو وارد سایت کنه، اعتمادش رو جلب کنه و در نهایت اون رو به سمت محصول یا خدمتت ببره.

اصلاً تولیدمحتوای متنی یعنی چی؟

ببین، وقتی می‌گیم تولیدمحتوای متنی، خیلیا سریع یاد مقاله وبلاگ میفتن؛ در حالی که ماجرا یه مقدار گسترده‌تره. هر متنی که با یه هدف مشخص برای سایت تولید می‌کنی، می‌تونه بخشی از استراتژی محتوای متنی تو باشه. مقاله آموزشی، راهنمای خرید، صفحه معرفی خدمت، توضیحات محصول، پاسخ به یک سؤال تخصصی یا حتی یه صفحه‌ای که یه مشکل مشخص مخاطب رو حل می‌کنه، همه می‌تونن توی این مسیر قرار بگیرن.

اما برای اینکه یه متن واقعاً ارزش داشته باشه، اول باید بدونی چرا داری اون رو می‌نویسی. یعنی قرار نیست فقط بگی «من امروز باید یه مقاله منتشر کنم». باید بدونی این مقاله برای چه کسی نوشته میشه، چه مشکلی رو حل می‌کنه و بعد از خوندنش قراره چه اتفاقی بیفته. مثلاً اگه مخاطب تو مدرسه و دنبال یادگیری تولید محتوای آموزشی باشه، مقاله «OBS چیست؟» می‌تونه یه ورودی خوب برای سایتت باشه، چون یه سؤال مشخص رو جواب میده. از اون طرف، مقاله‌ای مثل «چطور محتوای آموزشی تولید کنیم؟» می‌تونه مخاطبی رو جذب کنه که هنوز اول مسیر قرار داره و دنبال یه دید کلی‌تره.

چرا مدرسین باید از OBS برای ضبط محتوای آموزشی استفاده کنند؟کلیک کنید!

پس از همین اول یه نکته رو یادت باشه؛ مقاله خوب فقط مقاله‌ای نیست که خوب نوشته شده باشه. مقاله خوب مقاله‌ایه که برای یه آدم مشخص، یه مشکل مشخص رو حل کنه.

قبل از اینکه مقاله بنویسی، موضوع پیدا کن

اینجا جاییه که خیلیا کار رو خراب می‌کنن. طرف می‌شینه پشت سیستم و میگه «خب امروز درباره چی مقاله بنویسم؟» بعد یه موضوع از خودش درمیاره و شروع می‌کنه به نوشتن. شاید مقاله هم قشنگ از آب دربیاد، ولی یه مشکل بزرگ داره؛ هیچ تضمینی وجود نداره که کسی دنبال اون موضوع باشه.

تو قرار نیست برای خودت مقاله بنویسی. قراره چیزی بنویسی که یه نفر اون طرف صفحه واقعاً بهش نیاز داشته باشه. پس قبل از اینکه Word رو باز کنی، برو سراغ سؤال‌های مخاطبت. ببین توی دایرکت چه چیزایی می‌پرسه، سر کلاس چه مشکلاتی داره، موقع خرید چه سؤالاتی براش پیش میاد و معمولاً برای حل مشکلش توی گوگل چی سرچ می‌کنه. همین سؤال‌های ساده می‌تونن تبدیل به ده‌ها موضوع مقاله بشن.

مثلاً اگه مخاطبت مدرسه و تو حوزه تولید محتوای آموزشی فعالیت می‌کنی، سؤال‌هایی مثل «چطور صدای پادکست رو بهتر کنیم؟»، «بهترین نرم افزار ضبط صفحه چیه؟»، «چطور اسلاید آموزشی درست کنیم؟» یا «چطور برای ریلز سناریو بنویسیم؟» همگی می‌تونن تبدیل به مقاله بشن. مزیت این مدل ایده‌یابی اینه که موضوع از دل نیاز واقعی مخاطب بیرون اومده، نه از حدس و گمان خودت.

اسلایدسازی آموزشی چیست؟کلیک کنید!

از کجا بفهمیم مردم چی سرچ می‌کنن؟

یه راه خیلی ساده اینه که خودت بری گوگل و شروع کنی به سرچ کردن. یه عبارت کلی وارد کن و ببین گوگل چه پیشنهادهایی بهت میده. نتایج جست‌وجو، بخش سؤالات مرتبط و عبارت‌هایی که پایین صفحه می‌بینی، می‌تونن کلی ایده بهت بدن. فقط حواست باشه هر چیزی که سرچ میشه لزوماً موضوع مناسبی برای سایت تو نیست.

ایده یابی محتوا از طریق سرچ گوگل
تولیدمحتوای متنی با پیشنهادات گوگل

اگه سایتت مدتیه فعاله، Google Search Console هم می‌تونه اطلاعات خیلی خوبی بهت بده. اونجا می‌تونی ببینی سایتت برای چه عبارت‌هایی در نتایج گوگل نمایش داده شده. گاهی یه مقاله برای عبارتی نمایش می‌گیره که اصلاً موقع نوشتنش بهش فکر نکردی. همین عبارت می‌تونه بهت ایده بده که مقاله رو کامل‌تر کنی یا یه مقاله جدید و تخصصی‌تر درباره همون موضوع بنویسی.

یه نکته مهم هم این وسط هست؛ دنبال موضوعی نباش که فقط بازدید زیادی داشته باشه. موضوع باید به کسب‌وکار تو هم ربط داشته باشه. فرض کن یه مقاله می‌نویسی که ماهی صد هزار نفر سرچش می‌کنن، ولی هیچ ارتباطی با محصول و تخصص تو نداره. خب این بازدید چه کمکی بهت می‌کنه؟ چیزی که تو می‌خوای فقط «بازدید» نیست؛ می‌خوای آدم درست وارد سایتت بشه.

حالا کلمه کلیدی کانونی رو انتخاب کن

بعد از اینکه موضوع رو پیدا کردی، باید ببینی مخاطب برای پیدا کردن این موضوع چه عبارتی رو سرچ می‌کنه. این همون جاییه که کلمه کلیدی کانونی وارد ماجرا میشه.

مثلاً فرض کن می‌خوای درباره ابزارهای ضبط صفحه مقاله بنویسی. می‌تونی عبارت‌هایی مثل «نرم افزار ضبط صفحه»، «برنامه ضبط صفحه» یا «ضبط صفحه کامپیوتر» رو بررسی کنی و ببینی کدوم عبارت بیشتر به هدف مقاله‌ات می‌خوره. قرار نیست هر سه تا رو به عنوان کلمه کلیدی اصلی انتخاب کنی. یکی رو انتخاب می‌کنی و بقیه عبارت‌های مرتبط رو هم طبیعی داخل متن استفاده می‌کنی.

چه ابزاری برای ضبط محتوای آموزشی مناسبه؟ کلیک کنید!

یه اشتباه رایج اینه که فکر می‌کنن هرچی کلمه کلیدی رو بیشتر تکرار کنن، شانس رتبه گرفتن بیشتر میشه. نه، این کار رو نکن. گوگل خودش هم تأکید کرده که تکرار غیرطبیعی کلمات کلیدی برای دستکاری نتایج جست‌وجو مناسب نیست و می‌تونه مصداق keyword stuffing باشه.

کلمه کلیدی باید جایی استفاده بشه که طبیعی باشه؛ توی عنوان، مقدمه، بعضی تیترها و قسمت‌هایی از متن که واقعاً داری درباره همون موضوع حرف می‌زنی. بقیه جاها هم از عبارت‌های مرتبط استفاده کن. قرار نیست مخاطب وسط مقاله احساس کنه داری با زور یه عبارت رو به خوردش میدی.

عنوان مقاله رو چطور بنویسیم؟

عنوان اولین چیزیه که مخاطب می‌بینه و خیلی وقت‌ها همین عنوان تعیین می‌کنه روی مقاله کلیک کنه یا نه. پس عنوان نباید فقط برای گوگل نوشته بشه. باید برای آدمی نوشته بشه که یه سؤال یا مشکل داره و دنبال جوابشه.

مثلاً عنوان «نرم افزار ضبط صفحه» خیلی خشک و بی‌روح به نظر میاد. ولی «چه ابزاری برای ضبط محتوای آموزشی مناسبه؟ معرفی بهترین نرم‌افزارهای ضبط» دقیق‌تره و به مخاطب میگه قراره داخل مقاله چه چیزی پیدا کنه.

البته جذاب بودن عنوان نباید باعث بشه وعده‌ای بدی که داخل مقاله وجود نداره. اگه عنوان میگه «بهترین ابزارها رو معرفی می‌کنیم»، واقعاً باید چند ابزار رو بررسی و مقایسه کنی. گوگل هم روی عنوان‌های توصیفی و مرتبط با محتوای صفحه تأکید داره.

مقدمه مقاله باید چه کار کنه؟

مقدمه جایی نیست که پنج خط درباره تاریخچه موضوع حرف بزنی تا بالاخره برسی به اصل مطلب. مخاطب اومده جواب بگیره، نه اینکه اول یه سخنرانی درباره موضوع بشنوه.

همون اول باید مسئله رو بگیری و بذاری جلوی مخاطب. مثلاً اگه مقاله درباره تولید محتوای متنیه، می‌تونی از همون اول درباره این حرف بزنی که خیلیا مقاله می‌نویسن ولی از گوگل بازدید نمی‌گیرن و دلیلش فقط کم بودن تعداد مقاله‌ها نیست. بعد بهش بگی توی این مقاله قراره از انتخاب موضوع و کلمه کلیدی تا نوشتن مقاله، سئو و تبدیل مخاطب به مشتری رو بررسی کنیم.

اینطوری مخاطب می‌فهمه قراره چه چیزی گیرش بیاد و دلیل داره که ادامه مقاله رو بخونه.

مقدمه چینی در تولیدمحتوای متنی اثر مطلوبی بر مخاطب نداره

بدنه مقاله رو چطور بچینیم؟

حالا می‌رسیم به خود مقاله. اینجا نباید هر چیزی که درباره موضوع می‌دونی رو بریزی وسط و امیدوار باشی مخاطب خودش از بینش یه چیزی دربیاره. باید یه مسیر مشخص داشته باشی.

فرض کن مقاله‌ات درباره «تولید محتوای ویدئویی» هست. می‌تونی اول توضیح بدی تولید محتوای ویدئویی اصلاً چیه، بعد بری سراغ انتخاب موضوع، بعد سناریو، ضبط، صدا، نور، تدوین و در نهایت انتشار. یعنی مخاطب از اول مقاله تا آخرش یه مسیر مشخص رو طی کنه.

شیوه و اصول نورپردازی رو رایگان یاد بگیرید؛ کلیک کنید!

این ساختار خیلی مهمه، چون مقاله باید مخاطب رو از نقطه A به نقطه B برسونه. وقتی مخاطب مقاله رو تموم می‌کنه باید احساس کنه چیزی یاد گرفته یا حداقل الان می‌دونه قدم بعدیش چیه. اگه مقاله رو خوند و هنوز نمی‌دونه باید چه کار کنه، احتمالاً مقاله بیشتر شبیه جمع‌آوری اطلاعات بوده تا یه محتوای آموزشی درست.

مقاله چند کلمه باشه؟

این سؤال رو خیلی‌ها می‌پرسن: «چند کلمه بنویسم که گوگل رتبه بده؟» جواب ساده‌اش اینه که عدد جادویی وجود نداره.

یعنی اینطور نیست که مقاله ۱۰۰۰ کلمه‌ای رتبه نگیره ولی مقاله ۲۰۰۰ کلمه‌ای حتماً رتبه بگیره. خود گوگل هم تعداد کلمات مشخصی رو به عنوان حداقل یا حداکثر لازم برای رتبه گرفتن تعیین نکرده. چیزی که اهمیت داره اینه که مقاله بتونه موضوع رو به اندازه کافی و بدون اضافه‌گویی پوشش بده.

مثلاً اگه سؤال مخاطب با ۸۰۰ کلمه کامل جواب داده میشه، لازم نیست فقط برای رسیدن به ۲۰۰۰ کلمه شروع کنی به تکرار کردن همون حرف‌ها. از اون طرف، اگه یه موضوع پیچیده باشه و برای توضیح درستش به مثال، مقایسه، آموزش مرحله‌به‌مرحله و پاسخ به سؤالات جانبی نیاز داشته باشی، طبیعیه که مقاله طولانی‌تر بشه.

پس به جای اینکه بگی «این مقاله باید ۲۰۰۰ کلمه باشه»، بگو «این مقاله باید به اندازه‌ای کامل باشه که مخاطب برای جواب گرفتن مجبور نشه بره یه جای دیگه.»

اما طبق قانونی که پلاگین های سئو مثل RANK MATH یا YOAST میگن حداقل باید 600 کلمه را دارا باشه تا گوگل پردازش کنه و بهش رتبه بده.

سئو مقاله دقیقاً یعنی چی؟

حالا رسیدیم به قسمتی که خیلی‌ها فکر می‌کنن کل سئو همینه: چند بار کلمه کلیدی رو داخل مقاله بذاریم! در حالی که سئو خیلی بیشتر از این حرفاست.

عنوان مناسب، ساختار درست تیترها، محتوای کامل، لینک‌های داخلی، لینک دادن به منابع معتبر وقتی لازم هست، تصاویر مرتبط، تجربه خوب کاربر، سرعت مناسب سایت و خیلی چیزهای دیگه کنار هم قرار می‌گیرن تا یه صفحه خوب ساخته بشه.

از همه مهم‌تر، مقاله باید برای آدم نوشته شده باشه. گوگل هم در راهنمای محتوای مفیدش تأکید می‌کنه که هدف اصلی محتوا باید کمک به مخاطب باشه، نه اینکه فقط برای گرفتن رتبه در موتور جست‌وجو ساخته شده باشه.

پس اول مقاله رو درست بنویس، بعد برو سراغ سئو کردنش. نه اینکه از همون جمله اول انقدر به فکر کلمه کلیدی باشی که متن دیگه طبیعی نباشه.

لینک داخلی رو جدی بگیر

فرض کن یه نفر از گوگل وارد مقاله «OBS چیست؟» شده. مقاله رو خونده و حالا درباره ضبط محتوای آموزشی کنجکاو شده. چرا نباید یه لینک از همین مقاله به «ضبط محتوای آموزشی» داشته باشی؟

آموزش جامع OBS برای ضبط محتوای آموزشی؛ کلیک کنید!

این دقیقاً کاریه که لینک داخلی باید انجام بده. مقاله‌ها نباید جزیره‌های جدا از هم باشن. باید به هم وصل بشن و یه مسیر برای مخاطب بسازن.

تولیدمحتوای متنی نیازمند لینک سازی داخلیه

مثلاً توی سایت خودت می‌تونی یه مقاله اصلی درباره تولید محتوای آموزشی داشته باشی و بعد از اون به مقاله‌های تخصصی‌تر مثل تولید محتوای ویدئویی، ضبط محتوا، نورپردازی، اسلایدسازی، تولید محتوای صوتی و ابزارهای تولید محتوا لینک بدی. از اون طرف این مقاله‌های تخصصی هم دوباره می‌تونن به مقاله اصلی برگردن یا به مقاله‌های مرتبط دیگه لینک بدن.

اینطوری کم‌کم سایتت از چندتا مقاله پراکنده تبدیل میشه به یه مجموعه محتوایی که مطالبش به هم وصلن.

تولیدمحتوای آموزشی چیست؟ کلیک کنید!

چطور داخل مقاله محصولمون رو بفروشیم؟

اینجا یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های ماجراست. چون مقاله فقط برای بازدید گرفتن نیست. اگه درست ازش استفاده کنی، می‌تونه بخشی از مسیر فروش تو هم باشه.

ولی حواست باشه مقاله رو تبدیل به تراکت تبلیغاتی نکنی. مخاطب اومده جواب سؤالش رو بگیره. اگه وسط مقاله هر دو پاراگراف یک بار بگی «دوره منو بخر»، احتمالاً فرار می‌کنه!

کاری که باید بکنی اینه که اول مشکلش رو حل کنی و ارزش واقعی بهش بدی. بعد وقتی به نقطه‌ای رسیدی که محصول یا خدمت تو می‌تونه قدم بعدی منطقی مخاطب باشه، اون رو معرفی کنی.

مثلاً فرض کن مقاله‌ای درباره «چطور محتوای آموزشی تولید کنیم؟» نوشته‌ای و در انتهای مقاله توضیح دادی که برای تولید محتوای حرفه‌ای باید موضوع، سناریو، ضبط، صدا، تصویر و تدوین رو یاد بگیری. حالا اگر دوره‌ای داری که دقیقاً همین مسیر رو آموزش میده، معرفی دوره در انتهای مقاله کاملاً منطقیه. چون دیگه تبلیغ بی‌ربط نکردی؛ به مخاطب گفتی اگر می‌خوای این مسیر رو کامل یاد بگیری، این هم قدم بعدی تو.

تولید محتوا-محتواوران-

هر مقاله باید مخاطب رو به یه جای دیگه ببره

قبل از انتشار مقاله یه سؤال از خودت بپرس: «خب، مخاطب این مقاله رو خوند؛ حالا چی؟»

اگه جواب اینه که «هیچی، مقاله رو می‌بنده و میره»، یه جای کار می‌لنگه. البته قرار نیست هر مقاله حتماً مستقیم فروش داشته باشه. بعضی مقاله‌ها برای آشنا شدن مخاطب با تو هستن، بعضی‌ها برای آموزش، بعضی‌ها برای مقایسه و بعضی‌ها هم می‌تونن مستقیماً به فروش کمک کنن.

(همین مقاله رو چک کنین؛ من دائم شمارو به مقالات دیگه در سایتم ارجاع میدم تا ترافیک بیشتری روی سایتم مصرف کنین)

مهم اینه که بدونی نقش هر مقاله چیه. شاید آخر یه مقاله مخاطب رو بفرستی سراغ یه مقاله تخصصی‌تر. شاید دعوتش کنی یه فایل رایگان دانلود کنه. شاید به صفحه دوره بفرستیش. شاید هم فقط کاری کنی که با خوندن مقاله بفهمه تو توی این حوزه متخصصی و دفعه بعد که دنبال راه‌حل بود، اسم تو یادش بمونه.

بعد از انتشار مقاله تازه کار شروع میشه

یه اشتباه دیگه اینه که فکر کنیم مقاله رو منتشر کردیم و دیگه تموم شد. نه، تازه از اینجا می‌تونی بفهمی کارت چقدر درست بوده.

بعد از یه مدت برو داخل Search Console و ببین مقاله برای چه عبارت‌هایی نمایش گرفته و چه عبارت‌هایی کلیک گرفته. ممکنه ببینی مقاله برای چند جست‌وجوی مختلف دیده میشه و بعضی از این جست‌وجوها اصلاً توی نسخه اول مقاله وجود نداشتن. این اطلاعات بهت میگه مخاطب دقیقاً چه چیزهایی رو در ارتباط با موضوع مقاله می‌خواد.

حالا می‌تونی مقاله رو به‌روزرسانی کنی، یه بخش جدید اضافه کنی، سؤالاتی که مخاطب داره رو جواب بدی یا حتی از همون عبارت‌ها برای نوشتن مقاله بعدی استفاده کنی. این یعنی تولید محتوا یه کار یک‌باره نیست؛ یه چرخه‌ست که هر بار اطلاعات بیشتری درباره مخاطبت بهت میده.

یه سیستم ساده برای تولید مقاله داشته باش

اگه می‌خوای تولیدمحتوای متنی برای سایتت واقعاً نتیجه بده، لازم نیست از همون اول یه سیستم عجیب و غریب درست کنی. یه روند ساده برای خودت داشته باش.

اول ببین مخاطب چه مشکلی داره. بعد موضوع مناسب رو انتخاب کن و بررسی کن مردم برای پیدا کردنش چه عبارتی سرچ می‌کنن. کلمه کلیدی اصلی رو مشخص کن، عنوان رو بنویس و بعد قبل از شروع مقاله مشخص کن چه سؤال‌هایی باید داخلش جواب داده بشه. وقتی ساختار مشخص شد، شروع به نوشتن کن و سعی کن مقاله رو طوری جلو ببری که مخاطب مرحله‌به‌مرحله به جواب برسه.

راهنمای جامع تولیدمحتوای متنی

بعد از نوشتن، مقاله رو از نظر عنوان، تیترها، لینک‌های داخلی، تصاویر، کلمه کلیدی و تجربه خواندن بررسی کن. در آخر هم یه قدم بعدی برای مخاطب بذار. بعد منتشرش کن و چند وقت بعد برگرد و ببین چه اتفاقی براش افتاده.

این روند خیلی بهتر از اینه که هر هفته بشینی و با خودت بگی «خب، امروز دیگه درباره چی مقاله بنویسم؟»

چک‌لیست قبل از انتشار مقاله

قبل از اینکه دکمه انتشار رو بزنی، یه بار این سؤال‌ها رو از خودت بپرس:

آیا این مقاله واقعاً یه مشکل مشخص رو حل می‌کنه؟ آیا موضوعش به مخاطب اصلی سایت من ربط داره؟ آیا کلمه کلیدی اصلی رو درست انتخاب کردم؟ آیا عنوان دقیقاً میگه مخاطب قراره چی به دست بیاره؟ آیا مقدمه سریع میره سر اصل مطلب؟ آیا متن مسیر مشخصی داره یا فقط یه عالمه اطلاعات ریختم کنار هم؟ آیا مثال و توضیح کافی دادم؟ آیا به مقاله‌های مرتبط سایتم لینک دادم؟ آیا تصاویر واقعاً به فهم موضوع کمک می‌کنن؟ آیا مقاله برای خواندن راحت ساختاربندی شده؟ و مهم‌تر از همه، آیا مخاطب بعد از خوندن این مقاله می‌فهمه قدم بعدیش چیه؟

اگه جواب این سؤال‌ها رو گرفتی، مقاله‌ات آماده انتشاره. بعد هم ولش نکن؛ عملکردش رو بررسی کن و هرجا دیدی می‌تونه بهتر بشه، برگرد و به‌روزش کن.

جمع‌بندی

ببین، اگه بخوام کل ماجرا رو خیلی ساده بگم، تولیدمحتوای متنی یعنی پیدا کردن سؤال درست و دادن یه جواب درست و کامل به اون سؤال. نه اینکه فقط یه متن ۲۰۰۰ کلمه‌ای تولید کنی، چند بار کلمه کلیدی رو تکرار کنی و منتظر بمونی گوگل برات بازدید بفرسته.

تو باید اول مخاطبت رو بشناسی، بفهمی چه مشکلی داره و برای حل اون مشکل موضوع پیدا کنی. بعد ببینی چه عبارتی رو سرچ می‌کنه، مقاله رو بر اساس همون نیاز بنویسی، ساختار درست بهش بدی، مطالب مرتبط سایتت رو به هم وصل کنی و در نهایت مخاطب رو به قدم بعدی هدایت کنی. وقتی این کار رو برای چندین مقاله مرتبط انجام بدی، کم‌کم یه شبکه محتوایی برای سایتت می‌سازی؛ شبکه‌ای که هم می‌تونه از گوگل آدم وارد سایتت کنه و هم اون آدم رو با تخصص و محصولاتت آشنا کنه.

پس اگه الان سایتت مقاله نداره یا چندتا مقاله پراکنده داری، لازم نیست بری سراغ صدتا موضوع مختلف. یه موضوع اصلی انتخاب کن، سؤال‌های مخاطبت رو دربیار و از همون‌ها شروع کن به ساختن مقاله‌های مرتبط. بعد از یه مدت می‌بینی هر مقاله فقط یه صفحه جدا نیست؛ داره تبدیل میشه به یه تکه از سیستم جذب مخاطب سایتت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *