تولیدمحتوا, مقالات

ایده‌یابی محتوا؛ چطور برای تولیدمحتوا همیشه ایده داشته باشیم؟

یکی از سؤال‌هایی که تقریبا هر کسی که تولیدمحتوا میکنه یه جایی باهاش درگیر میشه اینه:

«خب، حالا درباره چی محتوا بسازم؟»

اوایل شاید کلی ایده داشته باشی. هر چیزی که میبینی به نظرت میتونه موضوع یه پست یا ویدئو باشه. ولی بعد از یه مدت یه اتفاقی میفته؛ میشینی جلوی کامپیوتر یا دوربین و هرچی فکر میکنی چیزی به ذهنت نمیرسه.

بعد هم احتمالا میری سراغ اینستاگرام و میبینی بقیه درباره چی محتوا ساختن و همون لحظه احساس میکنی:

«من دیگه چیزی برای گفتن ندارم!»

ولی واقعیت اینه که معمولا مشکل از نداشتن ایده نیست. مشکل اینه که یاد نگرفتیم ایده‌ها رو ببینیم و جمع کنیم.

ایده‌یابی محتوا یعنی بتونی از اتفاقات، سؤال‌ها، مشکلات، تجربه‌ها و دانشی که هر روز باهاش سروکار داری، موضوعات مناسبی برای تولیدمحتوا پیدا کنی.


ایده‌یابی محتوا دقیقا یعنی چی؟

خیلی‌ها وقتی میگن «ایده محتوا میخوام»، منظورشون اینه که یه لیست ۵۰ تایی از موضوعات بهشون بدی.

مثلا:

  • ۱۰ ایده برای اینستاگرام
  • ۲۰ ایده برای ریلز
  • ۳۰ ایده برای تولید محتوا

این لیست‌ها میتونن کمک کنن، ولی مشکلشون اینه که معمولا بعد از یه مدت دوباره برمیگردی به همون سؤال قبلی:

«خب حالا چی؟»

چون ایده‌یابی واقعی این نیست که همیشه یه نفر دیگه بهت ایده بده.باید یاد بگیری خودت از اطرافت ایده استخراج کنی. برای یک مدرس، این موضوع حتی راحت‌تر هم هست؛ چون هر روز با سؤال، مشکل، اشتباه و نیاز مخاطبش روبه‌رو میشه.

مدرس در حال ایده‌یابی محتوا


ایده‌یابی محتوا از سوالات مخاطب

به نظرم یکی از بهترین منابع ایده برای یک مدرس، سؤال‌هایی هست که مخاطب ازش میپرسه؛ مثلا اگر مدرس تولید محتوا هستی و چند نفر پشت سر هم ازت میپرسن:

«با چه برنامه‌ای ویدئوی آموزشی ضبط کنم؟»

این فقط یک سؤال نیست، می‌تونه تبدیل بشه به چندین محتوا:

  • «بهترین نرم‌افزارها برای ضبط محتوای آموزشی کدامند؟»
  • «چطور با OBS محتوای آموزشی ضبط کنیم؟»
  • «OBS بهتره یا ضبط صفحه با نرم‌افزارهای دیگه؟»
  • «چطور کیفیت ضبط ویدئوی آموزشی رو بالا ببریم؟»

دوره جامع مستر کریتور؛ضبط محتوای آموزشی با obs؛ کلیک کنید!

یعنی یک سؤال ساده میتونه تبدیل بشه به یک خوشه کامل از محتوا. پس هر بار کسی ازت سؤال میپرسه، سریع جواب نده و رد نشو. ببین این سؤال میتونه تبدیل به چه محتوایی بشه.


مشکلات مخاطبت رو تبدیل به محتوا کن

گاهی مخاطب اصلا سؤالش رو به شکل مشخص ازت نمیپرسه، ولی مشکلش رو میبینی.مثلا توی دوره اسلایدسازی میبینی چند نفر اسلایدهاشون رو خیلی شلوغ طراحی میکنن،اینجا لازم نیست منتظر بمونی یکی بیاد و بپرسه:

«چرا اسلاید من شلوغه؟»

خودت میتونی از همین مشکل یک محتوا بسازی:

«۵ دلیل که باعث میشه اسلاید آموزشی تو شلوغ به نظر برسه»

یا حتی دقیق‌تر:

«چرا نباید تمام چیزی که میخوای بگی رو روی اسلاید بنویسی؟»

دوره ی اصول اسلایدسازی و ارائه منطبق بر اصول شناختی؛ کلیک کنید!

این نوع ایده‌ها معمولا خیلی بهتر از موضوعات کلی جواب میدن، چون از یک مشکل واقعی میان.


ایده‌یابی محتوا با تجربه های خودت

این یکی برای مدرس‌ها خیلی مهمه.

تو هر روز داری یه سری چیزها رو تجربه میکنی که شاید برای خودت عادی شده باشن، ولی برای مخاطبت ارزشمند باشن. مثلا اگر چند ساله تدریس میکنی، احتمالا بارها یه اشتباه مشخص رو از شاگردهات دیدی یا یه روش خاص برای توضیح دادن یک مفهوم پیدا کردی که جواب داده یا یه بار یه محتوایی ساختی که خیلی بهتر از چیزی که انتظار داشتی دیده شد.

همین‌ها ایده هستن.

مثلا به جای اینکه یک مقاله عمومی بنویسی:

«چگونه مدرس بهتری باشیم؟»

میتونی از تجربه خودت بری سمت:

«۳ اشتباهی که من در شروع تدریسم انجام دادم»

این خیلی واقعی‌تره. مخاطب هم احساس نمیکنه داری از بالا براش نسخه میپیچی، داری چیزی رو که خودت تجربه کردی باهاش درمیون میذاری.

مدرس در حال گفتن اشتباهاتش در ایده‌یابی محتوا


هر چیزی که بلدی، لزوما ایده خوبی نیست

این قسمت رو جدی بگیر.

ممکنه تو درباره یک موضوع تخصصی اطلاعات خیلی زیادی داشته باشی، ولی این به معنی این نیست که باید حتما درباره اون موضوع محتوا بسازی.

چرا؟

چون ممکنه برای مخاطب تو مهم نباشه؛ مثلا اگر مدرس تولید محتوا هستی، ممکنه درباره یک قابلیت خیلی خاص فتوشاپ اطلاعات زیادی داشته باشی.

ولی اگر مخاطب تو مدرس و مشاوره، احتمالا براش مهم‌تره بدونه:

«چطور یک تصویر مناسب برای محتوای آموزشی درست کنم؟»

تا اینکه بدونه فلان ابزار فتوشاپ دقیقا چه کاری انجام میده.

پس موقع ایده‌یابی فقط نپرس:

«من درباره چی بلدم؟»

بپرس:

«چی از دانسته‌های من برای مخاطبم کاربردی‌تره؟»


ایده‌یابی محتوا با اشتباهات مخاطب

اشتباهات تکراری یکی از بهترین منابع تولیدمحتوا هستن؛ اگر یک اشتباه رو یک بار ببینی، شاید اتفاقی باشه ولی وقتی میبینی چند نفر مختلف همون اشتباه رو تکرار میکنن، دیگه احتمالا یک موضوع آموزشی خوب داری.

مثلا اگر چند مدرس میبینی که موقع ضبط ویدئو، صدای محیط خیلی زیاده، میتونی محتوا بسازی:

«چرا صدای ویدئوی آموزشی تو آماتور به نظر میرسه؟»

اگر میبینی مدرس‌ها موقع طراحی اسلاید همه چیز رو داخل یک صفحه میریزن:

«این اشتباه اسلایدت رو شلوغ میکنه»

اگر میبینی بیشترشون نمیدونن جلوی دوربین چطور شروع کنن:

«چطور یک ویدئوی آموزشی رو بدون مقدمه‌های خسته‌کننده شروع کنیم؟»

این ایده‌ها از هوا نیومدن.

از مشکل واقعی مخاطب اومدن.


یک موضوع را به چندین محتوا تبدیل کن

یکی از اشتباهات اینه که فکر میکنیم هر ایده فقط یک محتواست مثلا موضوع «نورپردازی برای تولید محتوا» رو در نظر بگیر؛ میتونی یک مقاله کلی درباره‌ش بنویسی ولی همین موضوع میتونه تبدیل بشه به چندین محتوای کوچکتر:

  1. «نور اصلی در تولید محتوا چیست؟»
  2. «نور پرکننده چه کاربردی دارد؟»
  3. «اگر فقط یک چراغ داشته باشیم چطور نورپردازی کنیم؟»
  4. «بهترین جای چراغ برای ضبط ویدئوی آموزشی کجاست؟»
  5. «چرا صورت ما در ویدئو تیره میفته؟»
  6. «نور طبیعی بهتره یا نور مصنوعی؟»
  7. «چطور با تجهیزات ارزان نورپردازی کنیم؟»

اینجوری لازم نیست هر روز یک موضوع کاملا جدید پیدا کنی.

یک موضوع بزرگ رو باز میکنی و از داخلش چندین ایده درمیاری.

اصولی نورپردازی را رایگان بیاموزید؛ کلیک کنید!


ایده‌یابی محتوا با گوگل

گوگل فقط برای اینکه مقاله‌ات رو توی نتایج بالا بیاری نیست، خود نتایج گوگل میتونن یکی از منابع ایده‌یابی تو باشن.

مثلا شروع میکنی و مینویسی:

«تولید محتوای آموزشی»

بعد میبینی مردم چه عبارت‌های دیگه‌ای سرچ میکنن. یا یک سؤال مشخص رو سرچ میکنی و بخش «People also search for» رو بررسی میکنی.

مثلا ممکنه به سؤال‌هایی برسی مثل:

  • «چطور محتوای آموزشی تولید کنیم؟»
  • «بهترین نرم افزار تولید محتوای آموزشی چیست؟»
  • «چگونه برای آموزش آنلاین محتوا بسازیم؟»

ایده‌یابی محتوا از طریق سرچ گوگل

هر کدوم از این سؤال‌ها میتونه تبدیل به یک مقاله یا محتوای جداگانه بشه.

اینجوری ایده‌ای که انتخاب میکنی فقط چیزی نیست که خودت حدس زدی؛ احتمال داره واقعا کسی دنبال جوابش باشه.


ایده‌ها رو همون لحظه ثبت کن

یه اشتباه دیگه اینه که فکر میکنیم ایده باید وقتی بشینیم پشت سیستم به ذهنمون برسه، نه! اصلا اینطور نیست! ممکنه وسط کلاس، موقع رانندگی، توی اینستاگرام یا حتی وقتی یکی از شاگردهات یه سؤال میپرسه ایده به ذهنت برسه.

اگر همون لحظه ثبتش نکنی، خیلی راحت فراموش میشه. برای همین یه جای مشخص برای ایده‌هات داشته باش.

میتونه نوت گوشی باشه یا نوشتن توی کاغذ یا حتی مثل من از مایکروسافت تو دو استفاده کنین!

مهم نیست از چی استفاده میکنی، مهم اینه که وقتی ایده‌ای به ذهنت رسید، همون لحظه ثبتش کنی. من حتی پیشنهاد میکنم فقط عنوان رو ننویسی.

کنارش بنویس:

ایده از کجا اومد؟

مثلا:

«چرا مدرس‌ها نباید متن کامل رو روی اسلاید بنویسن؟»
منبع ایده: سه نفر از هنرجوهای دوره اسلایدسازی همین اشتباه رو داشتن.

بعدا وقتی بخوای محتوا رو بسازی، خیلی راحت‌تر میتونی ازش استفاده کنی.


از محتوای بقیه کپی نکن، ازشون ایده بگیر

این دو تا خیلی با هم فرق دارن.

اگر یک مدرس درباره «۵ اشتباه در تولید محتوا» محتوا ساخته، قرار نیست تو هم همون پنج مورد رو با کلمات دیگه بنویسی.

ببین اون موضوع چه سؤال دیگه‌ای برات ایجاد میکنه، مثلا اگر اون درباره اشتباهات تولید محتوا صحبت کرده، تو میتونی بری سراغ:

«چرا مدرس‌ها این اشتباهات رو در تولید محتوا انجام میدن؟»

یا یک تجربه شخصی بهش اضافه کنی یا یک پژوهش علمی مرتبط پیدا کنی یا موضوع رو مخصوص مدرس‌ها کنی. اینجوری از یک ایده، ایده خودت رو ساختی.


یک سیستم ساده برای ایده‌یابی داشته باش

اگر بخوام همه این حرف‌ها رو خلاصه کنم، پیشنهاد من اینه که برای خودت چند منبع ثابت ایده داشته باشی:

سؤال‌های مخاطب

هر سؤالی که مخاطبت ازت می‌پرسه، میتونه تبدیل به یک ایده برای محتوا بشه. اگر چند نفر مختلف درباره یک موضوع مشخص ازت سؤال می‌کنن، احتمالا افراد بیشتری هم همین مشکل رو دارن. پس سؤال‌های مخاطب رو ثبت کن و ببین هر کدومشون چطور میتونن تبدیل به یک مقاله، ویدئو یا پست آموزشی بشن.

اشتباهات مخاطب = ایده‌یابی محتوا

اشتباهاتی که مرتب از مخاطبت می‌بینی هم منبع خیلی خوبی برای ایده‌یابی هستن. مثلا اگر میبینی بیشتر هنرجوهات موقع طراحی اسلاید متن زیادی داخل صفحه میذارن، میتونی همین مشکل رو تبدیل به یک محتوای آموزشی کنی و توضیح بدی چرا این اتفاق میفته و چطور میشه اصلاحش کرد.

استفاده مدرس از اشتباهات مخاطب سر کلاس در ایده‌یابی محتوا

تجربه‌های خودت=ایده‌یابی محتوا

چیزهایی که خودت در مسیر تدریس و تولید محتوا تجربه کردی، معمولا محتوای ارزشمندی از آب درمیاد. اشتباهاتی که انجام دادی، روش‌هایی که امتحان کردی، چیزهایی که بعد از چند سال کار متوجه شدی یا حتی تجربه‌ای که باعث شد روش کارت رو تغییر بدی، همگی میتونن تبدیل به موضوع محتوا بشن.

جستجوهای گوگل=ایده‌یابی محتوا

گوگل یکی از جاهایی هست که میتونی بفهمی مردم واقعا دنبال چه چیزهایی هستن. یک موضوع مرتبط با حوزه خودت رو جستجو کن و سؤال‌هایی که کاربران درباره اون موضوع سرچ میکنن یا پیشنهادهایی که خود گوگل نشون میده بررسی کن. خیلی از همین سؤال‌ها میتونن تبدیل به مقاله یا محتوای آموزشی بشن و حتی از نظر سئو هم ارزش داشته باشن.

محتوای رقبا=ایده‌یابی محتوا

محتوای مدرس‌ها و سایت‌هایی که در حوزه تو فعالیت میکنن هم میتونه بهت ایده بده، ولی قرار نیست همون محتوا رو کپی کنی. ببین اون‌ها درباره چه موضوعاتی صحبت کردن و بعد سعی کن زاویه متفاوتی پیدا کنی؛ مثلا موضوع رو تخصصی‌تر کنی، از تجربه خودت بگی یا همون موضوع رو مخصوص مدرسین و مشاورین توضیح بدی.

دانش تخصصی خودت=ایده‌یابی محتوا

هر چیزی که در حوزه تخصصی خودت بلدی، میتونه یک نقطه شروع برای تولید محتوا باشه؛ ولی بهتره دانش تخصصی رو همون‌طور که توی کتاب یا کلاس یاد گرفتی تحویل مخاطب ندی. سعی کن اون رو به زبان ساده توضیح بدی و با مثال و تجربه خودت به چیزی تبدیلش کنی که مخاطب واقعا بتونه ازش استفاده کنه.

اگر این چند منبع رو همیشه زیر نظر داشته باشی، دیگه ایده‌یابی تبدیل نمیشه به کاری که فقط وقتی میخوای پست بذاری بهش فکر کنی. کم‌کم یاد میگیری در اتفاقات روزمره، سؤال‌های مخاطب و حتی مشکلاتی که سر کلاس می‌بینی، موضوعات جدید پیدا کنی و همین باعث میشه همیشه چند ایده آماده برای تولید محتوا داشته باشی.


در نهایت، ایده خوب چه ایده‌ایه؟

ایده خوب لزوما عجیب‌ترین ایده نیست، لازم نیست هر بار یه موضوعی پیدا کنی که هیچ‌کس قبلا درباره‌ش حرف نزده.

خیلی وقت‌ها یک سؤال ساده که مخاطب هر روز باهاش درگیره، میتونه از ده تا موضوع عجیب و غریب بهتر باشه.

مثلا:

«چطور جلوی دوربین طبیعی صحبت کنیم؟»

موضوع جدیدی نیست.

ولی اگر مخاطب تو مدرس باشه و تو بتونی این مشکل رو با مثال‌های واقعی، تجربه خودت و راهکارهایی که واقعا جواب میدن توضیح بدی، دیگه مهم نیست چند نفر قبل از تو درباره‌ش حرف زدن. چیزی که اهمیت داره اینه که تو چطور اون موضوع رو آموزش میدی.

پس اگر امروز نشستی و با خودت گفتی:

«دیگه هیچ ایده‌ای برای تولید محتوا ندارم»

قبل از اینکه بری سراغ لیست‌های «۱۰۰ ایده تولید محتوا»، یه نگاهی به اطرافت بنداز.

  • به سؤال‌های مخاطبت.
  • به اشتباهاتش.
  • به چیزهایی که هر روز توی کلاس میبینی.
  • به تجربه‌هایی که خودت داشتی.

احتمالا ایده‌ها همین دور و برت هستن؛ فقط تا الان بهشون به چشم محتوا نگاه نکردی.

 راهنمای کامل تولید محتوا برای مدرسین؛ کلیک کنید!

تولید محتوا-محتواوران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *