توسعه فردی, مقالات

کمال گرایی؛عامل مثبت یا زیان رسان؟

ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺗﻄﺒﻴﻖ می‌دهند؛

ﺍﻓﺮﺍﺩ غیرمنطقی ﺳﻌﯽ می‌کنند ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻄﺒﻴﻖ ﺩﻫﻨﺪ!

ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ

ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﻴﺮﻣﻨﻄﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ!

 

ﺟﺮﺝ ﺑﺮﻧﺎﺭﺩ ﺷﺎﻭ

 

احتمالاً همین ابتدای کار یک سری چیزها برایتان مشخص شده است؛ افراد موفق شروع می‌کنند و در میان مسیر دائماً از خود بازخورد می‌گیرند و روند کارشان را اصلاح و بهبود می‌بخشند؛ اما افراد کمال‌گرا می‌خواهند دنیا را اعم از اطرافیان، کارها و توانمندی‌هایشان تغییر دهند و مسیر را باب میل خود سازند، درصورتی‌که بیشتر دچار حاشیه می‌شوند تا بر هدف نهایی تمرکز کنند.

در این مقاله می‌خواهیم درباره مزایا و معایب کمال‌گرایی و تفاوت آن با کمال‌طلبی صحبت کنیم با ما همراه باشید.

کمال‌گرایی چیست؟

در مقاله پیشین درباره چیستی کمال‌گرایی و ضررهای آن صحبت کردیم و گفتیم که کمال‌گرایی کاری است که ضررهای آن بیشتر از منافع و سودی است که دریافت می‌کنیم و چند راهکار برای مقابله با کمال‌گرایی ارائه کردیم.

تفاوت آن با کمال‌طلبی چیست؟

کمال‌گرایی به‌نوعی عیب محسوب می‌شود چرا که میزان انتظارات و خواسته‌های از میزان توانمندی ما پایین‌تر است؛ در نتیجه دستاوردی نخواهیم داشت و صرفاً عمرمان را تلف می‌کنیم به امید روزی که شاید به آن سطح استاندارد دست پیدا کنیم.

مثلاً من یک دانشجو هستم که تازه به درآمد ناچیزی رسیده‌ام؛ اما در همین ابتدای کار لامبورگینی می‌خواهم و می‌گویم آدم یا باید بهترین ماشین را داشته باشد یا اصلاً نداشته باشد، نتیجه‌ای که این طرز فکر به همراه خواهد داشت چیز نیست جز این که به‌خاطر تورم حتی پراید هم نمی‌توانم بخرم:)

اما کمال‌طلبی چیزی متفاوت از کمال‌گرایی است؛ در کمال‌طلبی شما فردی توانمند هستید که استانداردهای بالایی دارید.

مثلاً من داوطلب کنکوری هستم که در عالی‌ترین سطح قرار دارم، به‌موقع درسم را می‌خوانم، به‌موقع مرور می‌کنم، درصدهای بالایی دارم و امید زیادی نیز دارم! طبیعی است که با این شرایط به چیزی جز رتبه تک‌رقمی فکر نکنم؛ زیرا با توانمندی من هم‌خوانی دارد.

مزیتش چیه؟

توجه زیاد به جزئیات

افراد کمال‌گرا به این دلیل که استانداردهای بالایی دارند، بسیار تیزبین و ریزنگر هستند، آنها می‌خواهند کاری که انجام می‌دهند کاملاً بدون نقص باشد و به‌اصطلاح روی دست آن چیزی نباشد!

پس به‌شدت درگیر جزئیات هستند و مو را از ماست بیرون می‌کشند.

اشتباهو پیدا میکنه!

افراد کمال‌گرا دائماً به دنبال اشتباه‌اند! کافی است یک میلی‌متر خط شما کج باشد، به‌راحتی متوجه می‌شوند و از کار شما ایراد می‌گیرند. البته توجه داشته باشید که کمال‌گرایی امتیاز نیست چرا که درعین‌حال که فردی تیزبین هستند؛ اما به‌شدت انتقادگر هستند که می‌تواند بر سلامت روان خود و دیگران اثر منفی بگذارد.

عیبش چیه؟

از هدف دور می‌شوند

افراد کمال‌گرا آن قدر که درگیر حاشیه می‌شوند اصلاً داستان یادشان می‌رود!

مثلاً قصد داشتند تا مدرس بشوند؛ دائماً به این فکر می‌کنند که:

  • چه مهارت‌هایی باید یاد بگیرند؟
  • ادیت ویدئو به چه صورت است؟
  • فن بیان چطور باشد؟
  • چه تجهیزاتی داشته باشند؟

درصورتی‌که در وهله اول باید روی محتوا و کسب تخصص خود کار بکند. اما خود را مشغول اموری کرده است که در صورت خوب نبودن محتوا اصلاً به چشم نمی‌آیند!

منفعل هستند!

پارسال دانش‌آموزی همراه خانواده‌اش به من مراجعه کرد و خانواده‌اش اظهار داشتند که اصلاً درس نمی‌خواند.

با خودش که صحبت کردم و علت را پرسیدم گفت از زمانی که باید بخوانم گذشته است و دیگر فایده ندارد! آدم یا باید از ابتدا سال درسش را درست بخواند یا کلاً نخواند، من که تا الان نخواندم پس از این به بعد هم فایده‌ای ندارد و نمی‌خوانم!

کمال‌گرایی آدم را فردی منفعل می‌کند؛ زیرا می‌خواهد در نیمه مسیر به عالی‌ترین دستاورد برسد و خود می‌داند که این کار نیازمند تلاش‌های بیشتر و مستمر است و در این فرصت باقی‌مانده نمی‌تواند آن سطح عالی را رقم بزند و از میدان عمل کنار می‌کشد!

بر نتایج متمرکزند!

لذتی از مسیرشان نمی‌برند و تنها آدم لذت نهایی را می‌بینند!

به‌عنوان‌مثال من می‌خواهم ساز یاد بگیرم، در ابتدای کار هنوز مبتدی هستم و نمی‌توانم قطعاتی عالی و لذتش بخش را بنوازم، در نتیجه پیشرفت‌های روزانه را نمی‌بینم و صرفاً بر ناتوانی خودم در اجرای قطعات دشوار تمرکز می‌کنم و کم‌کم دلسرد می‌شوم.

 

 

شما کمال‌گرایی را مزیت می‌دانید یا عیب؟ با ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *